عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
33
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
رحمن است كه قاصدان را توفيق مجاهدت داد ، رحيم است كه واجدانرا تحقيق مشاهدت داد . آن حال مريد است و اين صفت مراد . مريد بچراغ توفيق رفت به مشاهده رسيد ، مراد بشمع تحقيق رفت بمعاينه رسيد . مشاهده برخاستن عوائق است ميان بنده و ميان حق ، و معاينه هام ديدارى است . چنانك بنده يك چشم زخم غائب نشود به چشم اجابت فرا محبت مىنگرد ، به چشم حضور فرا حاضر مىنگرد ، و به چشم انفراد فرا فرد مىنگرد ، بدورى از خود نزديكى وى را نزديك شود و بگمشدن از خود آشكارايى وى را آشنا گردد ، بغيبت از خود حضور وى را بكرم حاضر بود ، كه او نه از قاصدان دور است نه از طالبان گم ، نه از مريدان غايب . رحمتى كن بر دل خلق و برون آى از حجاب * تا شود كوتهبينان ز هفتاد و دو ملت داورى مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ : - اشارت است بدوام ملك احديت و بقاء جبروت الهيت . يعنى كه هر ملكى را روزى مملكت به آخر رسد و زوال پذيرد و ملكش بسر آيد و حالش بگردد ، و ملك اللَّه بر دوام است امروز و فردا ، كه هرگز بسر نيايد و زوال نپذيرد . در هر دو عالم هيچ چيز و هيچكس از ملك و سلطان وى بيرون نيست و كس را چون ملك وى ملك نيست . امروز ربّ العالمين و فردا مالك يوم الدّين ، و كس را نبود از خلقان چنين . عجبا - كار رهى چون ميداند ؟ كه در كونين ملك و ملك اللَّه راست بى شريك و بىانباز و بى حاجت و بىنياز ، پس اختيار رهى از كجاست ؟ آن را كه ملك نيست حكم نيست ، و آن را كه حكم نيست اختيار نيست ، و ربّك يخلق ما يشاء و يختار ما كان لهم الخيرة . و گفتهاند : معنى دين اينجا شمار است و پاداش - ميگويد مالك و متولّى حساب بندگان منم تا كس را بر عيوب ايشان وقوف نيفتد كه شرمسار شوند ، هر چند كه حساب كردن راندن قهر است ، اما پرده از روى كار برنگرفتن در حساب عين كرم است ، خواهد تا كرم نمايد پس از آنك قهر راند . اينست سنّت خداى جلّ جلاله هر جاى كه ضربت قهر زند مرهم كرم برنهد . پير طريقت گفت : - فردا در موقف حساب اگر مرا نوايى بود و سخن را جايى